ترجمهی شعری از قباد جلی زاده
"سرزمين حرام"
از كوههای یخ زده
به چراغانی شهر تاریكم خیره میشوم
مردانگیم
همچون لولهی تفنگم
گاه سرد و
گاه گرم
از شهر بی ستاره و ایوان
زن قفل شدهام
به كوههای مغرور خیره میشود
زنانگیش
همچون اجاق اتاقش
گاه شعلهور و
گاه خاموش
*******
میان من گرسنه و
زن همچو گندمزار
مین
میان زن تشنه و
من همچو جویبار
كمین.
ترجمهی شعری از قباد جلی زاده
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۲/۲۲ ساعت 16 توسط کامی
|