ترجمه دو شعر ازفرهاد پيربال
به "امیلی برونته"
یکی بود یکی نبود
سهتا سیب بود
یکیشون سرخ
یکیشون زرد
یکیشون سبز
یکی از یکی قشنگتر
اولی رو يكى خورد
دومی رو دزده برد
سومی هم تک و تنها جون سپرد
*********
به "ژدانف"
اتومبیل شورای اداری و جلسهی مسروقه
دانشجویی دست دوم و تلویزیونی تنبل
تسبیحی ملیونر و بازرگانی که از حج آوردهاند
دختری پر و سطل آشغالی بی وفا
سفری کوتاه و شلواری گروهی
قابلمهای ازکار افتاده و بیوهزنی ابجوش
حمامچی دوداندود و چایخانهای خواب الود
گنجشکی مشکل و درسی که یک پایش شکسته
یک قاضی مرتفع و یک کوه کوتاهقد
غرولند مردم و پارلمان بیوهزنها
خوانندهای 28 و دوچرخهای خوش صدا
آتشی سرخوش و نویسندهای ملتهب
موتوربرق دانشگاه و دانشجوی شکسته
آبشاری بازنشته و پیشمرگی خروشان
جدایی بی عقل و روشنفکر بی سروصدا
یک نجار تلخ و یک چای هنرمند
یک قاضی تنگ و کفشهایی عادل
کامپیوتری دور و روستایی پنتیوم چهار
پیراهنی سه طبقه و ساختمانی چین دار
دانشگاهی پر از دست انداز و جادهای پر از دانش
یک گل لخت و و یک زن با پنالتی
جلسهای پارس کننده و سگی مفید
اسبی ماهر و استادی چموش
پناهندهای عمیق و دریایی بدون پاسپورت
اخوندی پر زدوخورد و راهپیمایی قران خوان
وزیری پنج مادهخردر خانه بسته است و
آسیابانی که پنج زن در خانه دارد
پلیس راهنمایی و رانندگی باز و پنجرهای زیرک
زنی بدون سند و اتومبیلی بزک کرده
معلمی که روزانه سه بار خاموش میشود و
برقی که وام ازدواج گرفته و به ماهعسل رفته است
فرودگاهی غرغرو و پروفسوری پاک و تمیز
درخت چناری خطرناک و تصادفی دردادگاه
همراه با
پارلمانتاری خائن و یک رفیق حزبی میهن پرست
یک وزیر کهنه بعثی و سرهنگ دومی روشنفکر
رئیس دانشگاهی احمق و خوش خبری متخصص که از اروپا برگشته
مدیری که دستش به خون انفال سرخ و کلاشنکف به دوشی بیگناه
همراه با.....
کوردستانی اشغال شده و عراقی آزاد
چنین است واقعیت انقلابی ما
ای دشمن سرسخت سوررئالیسم و نهلیسم و دادایسم....
جناب "ژدانف"!
ترجمه شده از كتاب " به پسرم رودان"
برای شناختن "فرهاد پیربال" و خواندن ترجمه ى شعری ديگرازاین شاعر کورد، به خانه ی مختار شکری پور بروید
له ویبلاگی کاک کامیلhttp://www.mosafer-koochloo.blogfa.com/وه رم گرتووه